![]() |
![]() |
|
| عاطفه صرفه جو |
|
جهان برگرده ات در دهانت چرخید - یا عباس طاق زدی نامت را با رمز غسل دادی...آخر دریا قمقمه ات لبریز گلوله رقصید مروارید خندید آسیابت...دیگر نچرخید!!! سپیدت کرد پنجره کبوتر را به دهان گرفتی! سفید باد این همه سپید... قصد نداشتم به این زودی پستم را عوض کنم.چاره ای نبود دیدم ایام می دوند و مناسبت شعرم تلف می شود. تقدیم به برادرم جهانگیر...و جهانگیران جانباز. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 19:27 توسط عاطفه صرفه جو |
|
|
کاج را برف پیر می کند جنگل شبنم زده ی چشمانت مرا... تا چند ورق بزنم تو را ؟! ********** آن قدر بزرگ شده بود تا دعای باران بخواند مرا رو به آفتاب بگردانید |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 19:15 توسط عاطفه صرفه جو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بارانم
ساکن سل تی تی اهل شیطان کوه از تبار شالی با این همه تو مرا زن تر می خواهی ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه |
|
RSS
|