![]() |
![]() |
|
| عاطفه صرفه جو |
|
زل می زنی به آسمان گچی دایره ها دوره کرده اند کم مصرف به خود می پیچد مچاله می شود آخر ولی با تو می سوزد زیر سیگاری له شدگان دستانت را می بوسد و باز هم ! حکایتی ست این کهنه پنجره ... بساطش را پهن کرده... - آهای دامن داریم پر از ستاره...ماه...شب بو هم داریم! تیر برق وصله می زند "چادر سیاه" را زن زیر سایه ها یائسه می شود - چند ؟ - مفت هم نمی ارزد ترمز نمی زنند دیگر . تیر برق می لرزد شب ات سیاه تر می شود بهمن ات را آتش می زنی باز هم ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 13:32 توسط عاطفه صرفه جو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بارانم
ساکن سل تی تی اهل شیطان کوه از تبار شالی با این همه تو مرا زن تر می خواهی ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه |
|
RSS
|