![]() |
![]() |
|
| عاطفه صرفه جو |
|
تو نیستی ! آینه این گونه نگاه می کند مات شانه هایم را دست های تو پیر می کند
...............................................................
مرا دل تنگ می کند تو را عاشق باران کی بند می آید که یر به یر شویم ؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:3 توسط عاطفه صرفه جو |
|
|
گذشت از من سی و دو و حرف به نقطه رسیدم تمام شدم که دیگر نه حرف ام نه ............................................. می نویسم بامداد : شب بود ماه پشت ابر بود ." آسمان قهر می کند پاک می شود جریمه های شب ام !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 19:33 توسط عاطفه صرفه جو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بارانم
ساکن سل تی تی اهل شیطان کوه از تبار شالی با این همه تو مرا زن تر می خواهی ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه |
|
RSS
|